پایگاه اطلاع رسانی و فرهنگی دفتر نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه اصفهان

http://Shamimevelayat.com

امروز چهارشنبه 29 شهریور 96

پرسش : در مجلسی شنیدم که گفتند حضرت فاطمه (سلام الله علیها) قبل از حضرت آدم(علیه السلام) آفریده شده اند. به طوری که خدا ایشان را به حضرت آدم(علیه السلام) نشان میدهند. آیا واقعا صحت دارد؟ آیا سند این احادیث صحیح است؟

پاسخ :
در احادیث بسیاری وارد شده است که خلقت نوری اهل بیت (علیهم السلام) قبل از خلقت حضرت آدم (علیه السلام) بوده است.البته خلقت نوری ،غیر از خلقت جسمانی آن ها بوده است و خلقت جسمانی آن ها بعد از خلقت آدم (علیه السلام) بوده است.
در حدیثی رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به ابن مسعود فرمودند:
خداوند من و على(علیه السلام) را از نور عظمت و بزرگى خود خلق کرد: هزار سال قبل از آنکه سایر خلائق را بیافریند. زمانى که هیچ تسبیح و تقدیسى وجود نداشت.پس نور مرا شکافت و از نور من آسمانها و زمین را آفرید به خداى تبارک و تعالى قسم که من از آسمانها و زمین برترم.و چون نور على (علیه السلام) را منتشر ساخت عرش و کرسى از نور او خلق گردید؛ به پروردگار قسم که على(علیه السلام) از عرش و کرسى افضل است.سپس نور حسن(علیه السلام)را باز کرد و لوح و قلم از نور حسن(علیه السلام) به وجود آمد و به خدا قسم که حسن (علیه السلام) از لوح و قلم نیز برتر است.و چون هستى را از نور حسین (علیه السلام) معطر کرد، بهشت و حوریان زیباروى از نور او پدیدار گشتند؛ واللَّه حسین(علیه السلام) از حورالعین برتر است.سپس همه‏ ى هستى از شرق تا به غرب تاریک ماند. ملائکه بر پروردگار از آن همه تاریکى و ظلمت شکایت کردند و خواستند که پروردگار تاریکى را از ایشان برطرف کند. پروردگار در اجابت خواسته ‏ى آنان کلمه‏ اى فرمود، از آن کلمه روحى خلق گردید، سپس کلمه‏ اى دیگر فرمود و از آن کلمه نورى خلق شد پس آن نور را به آن روح اضافه کرد و آن را در بلندترین مکان عرش قرار داد. همه‏ ى عالم از شرق تا به غرب نورانى شد. آن روح آمیخته به نور خلق شده از لطف پروردگار کسى نیست، جز فاطمه زهرا(سلام الله علیها) و به همین دلیل او را زهرا(سلام الله علیها) نامیدند زیرا نورش آسمانها را روشن ساخت…(1)

در حدیث دیگری آدم از جبرئیل بعد از مشاهده اهل بیت (علیهم السلام) می پرسد:
ای حبیب من جبرئیل آیا ایشان پیش از من آفریده شده اند؟
جبرئیل گفت: ایشان چهار هزار سال پیش از آنکه تو آفریده شوی در علم پنهان حق تعالی موجود بوده اند.(2)
امام باقر(علیه السلام) به جابر فرمودند:
«ای جابر! خداوند بود و هیچ چیز غیر از او نبود و هیچ پیدا و ناپیدایی وجود نداشت. سپس اولین خلقتی را که آغاز کرد این بود که محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) را خلق نمود و ما اهل بیت را همراه وی از نور و عظمت او آفرید». (3)
از امام باقر (علیه السلام) نقل است که فرمودند:
همانا خداوند سبحان در وحدانیتش تنها بود سپس به کلمه ای تکلم کرد و آن کلمه تبدیل به نور شد. سپس از آن نور محمد و علی و عترتش (علیهم السلام) را خلق کرد. سپس به کلمه ای تکلم کرد و آن کلمه تبدیل به روح شد. و آن کلمه را در آن نور ساکن کرد و آن روح را در بدن های ما ساکن فرمود. پس ما روح الله و کلمه الله هستیم که بوسیله ما خداوند از خلقش پنهان شده است. زمانی که خورشیدی نبود و ماهی نبود و چشمی نبود که بر هم زده شود. … (4)
ازامام جواد(علیه السلام) روایت شده که حضرت فرمودند: ای محمد (ابن سنان) همانا خداوند تبارک و تعالی دائماً بواسطه وحدانیتش تنها بوده. سپس محمد و علی و فاطمه (علیهم السلام) را خلق نمود. پس هزار دوران مکث کردند. سپس همه اشیاء را خلق نمود و آنها را شاهد خلقت جمیع اشیاء قرار داد و … (5)
در حدیث دیگری حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام) می فرمایند:
…چگونه ما برتر از فرشتگان نباشیم در حالی که پیش از ایشان به پروردگارمان معرفت پیدا کرده و به تسبیح و تهلیل و تقدیسش پرداخته ایم زیرا اول موجودی که پروردگار عالمیان آفرید ارواح ما بود…(6)
مرحوم صدوق به سند خود از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده است:إنّ الله تبارک وتعالى خلق أربعه عشر نوراً قبل خلق الخلق بأربعه عشر ألف عام، فهی أرواحنا ـ الخبر (7).
خداوند تبارک و تعالی 14 نور را قبل از خلق به فاصله 14 هزار سال ، خلق کرد، و آن ارواح ما بود …
اهل سنت نیز به طرق خود از ابوهریره نقل کرده اند:
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هنگامى که خداى تعالى حضرت آدم ابوالبشر(علیه السلام) را آفرید و از روح خود در او بدمید، آدم (علیه السلام) به جانب راست عرش نظر افکند، آنجا پنج شبح غرقه در نور به حال سجده و رکوع مشاهده کرد، عرض کرد: خدایا قبل از آفریدن من، کسى را از خاک خلق کرده ‏اى؟ خطاب آمد: نه، نیافریده‏ ام. عرض کرد: پس این پنج شبح که آنها را در هیئت و صورت همانند خود مى ‏بینم چه کسانى هستند؟
خداى تعالى فرمود: این پنج تن از نسل تو هستند، اگر آنها نبودند، ترا نمى ‏آفریدم، نام هاى آنان را از اسامى خود مشتق کرده‏ ام، اگر این پنج تن نبودند، نه بهشت و دوزخ را مى ‏آفریدم و نه عرش و کرسى را، نه آسمان و زمین را خلق مى ‏کردم و نه فرشتگان و انس و جن را(8)
البته در مورد این احادیث بحث سندی نکردیم و مقصود ذکر احادیث متعددی بود که در آن ها خلقت نوری اهل بیت (علیهم السلام) را بیان می کنند .اصولا کار تشخیص سند و متن حدیث از لحاظ صحت و یا ضعف کار افراد خبره است و از عهده هر کس خارج است.

آیت الله تبریزی(ره) در مورد این احادیث می فرماید:
در بعضی از روایات معتبره وارد شده است که وجود مقدس پیامبر عظیم الشان اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و فرزندان معصومش و وجود مقدس حضرت زهرا (سلام الله علیهم اجمعین) خلقت شده اند به صورت های نورانی قبل از خلقت همه موجودات عالم و قبل ازخلقت آدم علیه السلام. اگر چه خلقت این ذوات مقدسه در صورت بشری و مادی ازخلقت آدم (علیه السلام) متاخر می باشد ولی خلقت نوری آنها به استناد به این روایات معتبره مقدم برخلقت همه موجودات است.(9)
این مطالب امور غیبى است که براى کشف این امور و رسیدن به این حقایق راهى جز این نداریم که به سخنان پیامبر اکرم و ائمّه (علیهم السلام) مراجعه کنیم. در این جا تذکر چند نکته لازم است:
نکته یکم : روایت هاى باب خلقت نورى ائمه اطهار (علیهم السلام) در کتاب هاى شیعه و سنّى آن قدر زیاد است که نمى شود آن ها را نادیده گرفت.
نکته دوم : اشاره شد که این امور، امور غیبى هستند و براى کشف قضایاى غیبى ـ به ویژه قضایاى غیبى مربوط به ائمه (علیهم السلام) راهى جز قرآن مجید و روایات اهل بیت عصمت (علیهم السلام) وجود ندارد.
بنابراین، در چنین مواردى رجوع کردن به عقل قاصر انسانى و کشف احوالات، ملکات، مقامات و خصوصیّات آن بزرگواران که امور غیبى هستند، به قطع نظر از روایات، ابداً وجهى ندارد.
نکته سوم : ظاهر بخش بسیارى از این روایات تمام، و اسانید آن ها ـ به ویژه روایاتى که در کتب شیعه و سنّى آمده ـ مورد وثوق است.
وقتى روایت در معنایى ظهور دارد و حجیّت آن طبق قواعد و بر حسب ظواهر الفاظ و مفاهیم عرفى واضح است و دچار مشکلى نیست، باید به ظاهرش اخذ کنیم و به مدلول و معنایش معتقد شویم; همان گونه که در باب هاى دیگر، ظواهر روایات را اخذ مى کنیم و به آن ها عمل مى نماییم، یا معتقد مى شویم.(10)

پرسش : از کسی که شب ها در درگاه خداوند طلب بخشش می کند به نظر شما این سخنان غرور آمیز عجیب نیست؟پیامبر نمی آید بگوید که مثلا من از آسمان ها و زمین برترم ، این غرور است و پیامبران از غرور مبرا پس در نتیجه این حدیث دروغ است.
پاسخ : ابتدا مقدمه ای که شما به کار برده و از آن نتیجه مورد نظر خود را گرفته اید ذکر می کنم تا روشن شود آیا چنین نتیجه ای از مقدمه ذکر شده به دست می آید یا خیر؟
ادعا : پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نمی گوید من از آسمان و زمین برترم زیرا این غرور است.
جواب ادعا : اول باید معنای غرور را تعریف کنیم تا مشخص شود آیا این سخن نشانه غرور است یا خیر؟
«راغب‏» در کتاب «مفردات‏» واژه «غرور» (به فتح غین که معنی وصفی دارد) را به معنی هر چیزی که انسان را می‏فریبد و در غفلت فرو می‏ برد خواه مال و مقام باشد یا شهوت و شیطان تفسیر می‏کند.(11)
در لسان العرب «غرور» به معنی اموری که انسان را می‏ فریبد (چه انسان باشد چه شیطان)تفسیر شده است.(12)
در اصطلاح عبارت است از «اعتماد و تکیه کردن نفس به آنچه که مطابق هوی و هوس باشد و طبع انسان به خاطر شبهه ‌افکنی و فریب شیطان به آن گرایش یابد. پس هرکس بر اساس شبهه فاسدی معتقد شود که در دنیا یا آخرت به خیر و سعادت رسیده مغرور است». (13)
به هر کس که دارای ویژگی خاص و ممتازی داشته باشد و بداند که دارای این ویژگی خاص است مغرور نمی گویند بلکه در صورتی به این شخص مغرور گفته می شود که این خود بزرگ بینی مفاسدی به دنبال خود داشته باشد.
وذر الذین اتخذوا دینهم لعبا و لهوا و غرتهم الحیاه الدنیا(14)
کسانی را که آیین خود را به بازی و سرگرمی گرفتند و زندگی دنیا آنها را مغرور ساخته، رها کن!
یا ایها الناس… ان وعد الله حق فلاتغرنکم الحیاه الدنیا و لایغرنکم بالله الغرور (15)
ای مردم!… به یقین وعده الهی حق است، پس مبادا زندگانی دنیا شما را بفریبد و مبادافریبکار شما را به خدا مغرور سازد!
در واقع در غرور به نوعی خود فریبی و کوچک دانستن دیگران و استکبار وجود دارد همچنان که شیطان با برتر دانستن خود از آدم راه سرپیچی از دستور خداوند را برگزید :
قال انا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین(16)
گفت: «من از او بهترم! مرا از آتش آفریده ‏ای و او را از گل‏!»
آری حجاب غرور و خودبینی چنان بر چشم بصیرت او افتاد که به او اجازه نداد راه سعادت خود را که فرمان صریح خداست‏ ببیند و در پرتگاه عصیان سقوط کرد و برای همیشه مطرود و ملعون شد، بنابراین می‏ توان گفت: همان گونه که پیشوای مستکبران جهان ابلیس است پیشوای مغروران عالم نیز اوست و این دو، یعنی «غرور» و «استکبار»، لازم و ملزوم یکدیگرند!
در حدیثی از امام امیرمؤمنان(علیه السلام) می‏خوانیم: «سکر الغفله و الغرور ابعد افاقه من سکر الخمور!;مستی غفلت و غرور از مستی شراب طولانی‏ تر است‏(17)»
از نشانه‏ های غرور می توان به این موارد اشاره کرد:گاهی بی ‏اعتنایی به مردم، بی توجهی به حلال و حرام الهی، رعایت نکردن ادب با بزرگان و ترک محبت‏ با دوستان و بستگان، بی‏ رحمی نسبت‏ به زیردستان، نگاه‏ های تحقیرآمیز به صالحان و پاکان و عالمان و همچنین راه رفتن به صورت غیر متعارف
نتیجه آنکه بیان هر ویژگی و صفت بارزی در انسان مصداق غرور نمی باشد بلکه در غرور و شخص مغرور، ویژگی های منفی وجود دارد.
اما اینکه چرا پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم السلام) ویژگی های ممتاز خود را بیان می کنند می توان مواردی را ذکر کرد:
(1)- وظیفه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بیان حقایق دینی و پرده برداری از ندانسته هاست و بسیاری از ویژگی ها که توسط پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم السلام) گفته می شود از همین باب است. یکی از این حقایق آشنایی با ویژگی های رهبران دینی است تا مردم با جایگاه بلند انبیاء و رهبران دینی آشنا شوند.به عنوان مثال در مورد عصمت انبیاء و ائمه (علیهم السلام) ،ذکر این صفات در احادیث و اتصاف آن صفات به خود ناشی از غرور نیست بلکه آشنایی با صفتی است که در پذیرش سخنان ایشان تاثیر به سزایی دارد.
(2)- علت دیگری که می توان ذکر کرد این است که گاه اظهار برخی از ویژگی ها برای اثبات حقانیت شخص است و از این نمونه می توان به سخنان امیرالمومنین (علیه السلام) در احتجاج با مخالفین اشاره کرد که هدف حضرت (علیه السلام) از بیان آن ها ،اثبات جایگاه و منزلت خود نزد مردم بود.

پرسش : بزرگان همه می دانند که هر چه هستند از پرودگارشان است و خود آنها چیزی ندارند.همان طور که شنیده اید: من بشری هستم مانند شما و تنها فرق من با شما در وحی سخنان الهی است.آنها آمده اند خدا را به ملت نشان دهند نه خودشان را… کدام بزرگی آمده از خودش تعریف کند؟در نتیجه این احادیث که در مورد بیان ویژگی های ائمه (علیهم السلام) در مورد خود است حقیقت ندارد.
پاسخ : مقدمات شما درست است ولی نتیجه ای که گرفته اید به هیچ وجه از این مقدمات به دست نمی آید.مگر ما سخنی غیر از این می گوییم که هر چه انبیاء و اولیاء(علیهم السلام) دارند از خداست؟ آیا شما وقتی می خواهید خدا را بشناسید لازمه آن شناخت خلیفه او نیست؟
در زندگی روزمره برای اینکه انسان به هدفی برسد و نیاز به یک راهنما داشته باشد باید ویژگی های آن راهنما را بداند و هیچ کس نمی گوید چون راهنما ویژگی های خود را بیان کرد پس او مغرور است و یا بیان آن ها با هدف تناقض دارد ،حال به طریق اولی در بزرگترین هدف زندگی که شناخت معبود و راه های رسیدن به اوست انسان برای اینکه این مسیر را طی کند و به هدف برسد باید راهنمای خود را بشناسد و او را الگوی راه و هدف زندگی خود قرار دهد. چه کسانى جز خود آنان مى ‏توانند، بیانگر کمالات، عظمت و جایگاه والاى ایشان باشند؟
معرفى امامان معصوم‏ (علیهم السلام) و اوج بزرگى و مقام رفیع و بى ‏بدیل آنان، تنها از کسانى بر مى ‏آید که با کمالات ایشان، داراى سنخیت و مشابهت بوده و بر مقام و رتبه آنان احاطه و اشراف داشته باشند. این ویژگى، تنها در خود اهل بیت‏ (علیهم السلام) یافت مى‏ شود و دیگران از احاطه به این معرفت و عظمت، فاصله ‏اى دور دارند: «موالى لا احصى ثنائکم و لا ابلغ من المدح کنهکم و من الوصف قدرکم و انتم نورالاخیار و هدایه الابرار و حجج الجبار(18) » ؛ «سروران من! مدح و ستایش شما از توان من بیرون و نیل به نهایت مدح و تمجید شما از دسترس من خارج است. چون شما نور برگزیدگان و خوبان و راهنماى نیکان و حجت‏هاى خداوند عزیز و قدرتمند هستید». اگر نبود دعاها و احادیثى که مقام امامان معصوم‏ (علیهم السلام) و کمالات و فضایل آنان را براى ما بیان کرده‏ اند؛ ما هرگز از شناخت در خور توجّه و شایسته آن انوار پاک، بهره‏ مند نبودیم و بر ساحل دریاى عظمت و بزرگى کمالات آنها، تا ابد تشنه و منتظر، باقى مى ‏ماندیم و از سر سفره معارف و آموزه‏ هاى عمیق و علوم ملکوتى و آسمانى ایشان، بى‏ بهره برمى ‏خاستیم. تعابیرى که بیانگر عظمت و کمال و قرب و ویژگى منحصر به فرد ائمه‏ (علیهم السلام) است، در واقع بیانگر مقامات معنوى و روحانى و شخصیت آنان است؛ نه شخص آنها.
تبلور این کمالات در اولیاى الهى، بهترین دلیل بر کمالات خداوند و نشانه کبریایى و بزرگى او است. آنان خود را بندگان خدا و آینه داران صفات جلال و جمال حق مى ‏دانند و بهتر از هر کس دیگر، علوّ و بزرگى حق را نشان مى ‏دهند و به همین دلیل امیرمؤمنان‏ (علیه السلام) مى ‏فرماید: «مالله آیه اکبر منى(19)» ؛ «براى خداوند، نشانه ‏اى بالاتر از من نیست».
پیشوایان معصوم‏ (علیهم السلام)، پرچم‏داران دین، ترجمان قرآن، رکن توحید، جانشینان خداوند، درهاى ایمان، امینان پروردگار، وارثان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، جایگاه شناخت خدا، کانون برکت و حکمت، حافظان اسرار الهى(20) و در یک کلام آینه تمام نماى حق مى ‏باشند و معرفى مقامات و جایگاه والاى آنان، در حقیقت معرفى و شناساندن دین حق و شریعت الهى است.
شخصى از امام حسن عسکرى‏ (علیه السلام) درخواست مى ‏کند که چگونگى صلوات و درود بر معصومین‏ (علیهم السلام) را به او بیاموزد. آن حضرت‏ (علیه السلام) چگونگى آن را به او مى ‏آموزد و هنگامى که به نام پاک خود مى ‏رسد، سکوت مى ‏کند. راوى نحوه صلوات بر خود آن حضرت و امام بعد از ایشان را نیز درخواست مى ‏کند؛ حضرت امام حسن عسکرى (‏علیه السلام) مى ‏فرماید: اگر نه این بود که این کار (صلوات بر خودم و بیان فضایل و کمالاتم)، از معالم و معارف دین است و خداوند به ما امر فرموده تا آن را به اهلش برسانیم؛ دوست داشتم ساکت باشم و چیزى در این مورد نگویم .(21)(22)
برای به دست آوردن انگیزه و هدف این سخنان باید به سیره معصومین(علیهم السلام) رجوع کرد و اقوال آن ها را مورد بررسی قرار داد تا انگیزه بیان این سخنان روشن شود.آری هدف رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)و اهل بیت (علیهم السلام) از بیان فضائل بیانگر لطف و تفضل خداوند است و لذا در برابر خداوند اوج بندگی و تذلل را داشتند: وَ أَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ(23) و اما نعمت هاى پروردگارت را بازگو کن” در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى‏ خوانیم که فرمود: معنى آیه چنین است: حدث بما اعطاک اللَّه، و فضلک، و رزقک، و احسن الیک و هداک(24): آنچه را خدا به تو بخشیده و برترى داده و روزى عطا فرموده و نیکى به تو کرده و هدایت نموده را بازگو کن” بسیاری از بزرگان هستند هم در زندگی نامه ها و هم نقل قول هایی که از خود دارند به میزان تحصیلات و و یژگی های علمی خود اشاره می کنند و اجازات اجتهاد خود را که علمای دیگر به آن ها داده اند در کتب خود قرار می دهند و به آن هم افتخار می کنند و حقیقتا هم افتخار دارد.

پرسش : چرا خدا بین بنده های خود تبعیض قائل شده و پنج تن را قبل از همه خلق کرده است و جهان هستی را هم به خاطر آنان پدید اورد؟معیار انتخاب آن ها چه بوده است زیرا آن ها که زندگی نکرده بودند تا بدانیم آن ها معصوم هستند ؟

پاسخ : قبل از پاسخ به پرسش شما چند نکته را ذکر می کنم:
الف( لازمه نظام خلقت این است که برخی از موجودات بر برخی دیگر برتری داشته باشند و باعث هدایت دیگران شوند و پیدایش هر موجودی در رتبه خود از توابع حکمت و اتقان صنع خداوند است .
حتی در قرآن اشاره شده است که خداوند برخی از انبیاء را بر برخی دیگر برتری داده است:
«وَ رَبُّک أَعْلَمُ بِمَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِیینَ عَلى‏ بَعْضٍ وَ آتَینا داوُدَ زَبُوراً» (25) ؛ و پروردگارتان داناتر به هر کسى است که در آسمان‌ها و زمین است و ما بعضى پیامبران را بر بعضى دیگر برترى دادیم و به داوود زبور دادیم‏.
«تِلْک الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ کلَّمَ اللَّهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ وَ آتَینا عیسَى ابْنَ مَرْیمَ الْبَیناتِ وَ أَیدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُس‏ …»(26)؛ این پیامبران بعضى از ایشان را بر بعض دیگر برترى داده ‏ایم بعضى از آنان کسى بوده که خدا با وى سخن گفت و بعضى از آنان را مرتبه‏ ها بالا برد و عیسى بن مریم را محبت دادیم و او را به روح پاک قوى کردیم‏ … .
ب: کارهای خدا حکیمانه است و هرگز در انتخاب برخی از انسان ها برای درجات والا و اعطای مقام نبوت و امامت , ارادهء او گزاف و بی ملاک نیست و قطعا خدای متعال با حکمت بی نهایت خود، این جایگاه عظیم را به شایسته ترین فرد عطا می کند:
«اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ؛(27) خداوند آگاهتر است که رسالت خویش را کجا قرار دهد!»
ج : خداوند به هرکسی متناسب با جایگاه و نقشش در عالم خلقت فضلیتی داده و به تناسب آن فضلیت وی را مکلف کرده است و نیز فرموده که به هیچ کس بیش از ظرفیت و طاقتش تکلیفی نکردیم «لا یکلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها»(28) خدا هیچ کس را جز به اندازه طاقتش مکلف نمی کند .
حال با توجه به این نکات گفته می شود:
از آن جا که خداوند می‏ دانست عده‏ ای از بندگانش به اختیار خود بیش از دیگران و بالاتر از حد ممکن از استعداد خود استفاده می‏ کنند و در راه حق تمام تلاش خود را انجام می دهند و از گناهان پرهیز می کنند و به درجات بالای اخلاص می رسند، تفضلاً این پاداش و موهبت ویژه رابه آنان عطا فرمود و آنان را از علم و اراده ‏ای برخوردار کرد که به واسطه آن به مصونیت کامل و مطلق برسند.
خداوند متعال به قابلیت ممتاز پیامبران و امامان براى تحصیل مقامات معنوى و شایستگى آنان براى به عهده گرفتن مسؤولیت هدایت جامعه علم دارد. درحقیقت همان قابلیت و شایستگى آنان موجب گزینش آنان مى‏ شود.
«وجعلنا منهم ائمه یهدون بامرنا لما صبروا و کانوا بایتنا یوقنون»
و چون شکیبایى کردند و به آیات ما یقین داشتند، برخى از آنان را پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت مى‏ کردند(29)
در متن زیارت نامه حضرت زهرا(سلام الله علیها) چنین آمده است:
«یا ممتحنه امتحنک الله الذی خلقکِ قبل ان یخلقک فوجدکِ لما امتحنکِ صابره»(30)
ای آزموده! تو را آزمود خدایی که تو را آفرید پیش از آن که تو را بیافریند. پس تو را در برابر آزمایشش شکیبا یافت.
در دعای ندبه آمده است:
خدایا ستایش از آن توست بر آنچه جاری شد بدان قضا و قدر تو درباره بندگان مقربت. آنان که خالص گردانیدی آنان را برای خود و دین خود. چون انتخاب کردی برای آنها آن نعمت شایان و پایداری که نزد توست؛ آن نعمتی که زوال و نابودی برایش نیست، (و این) پس از آنی (بود که) با آنها شرط کردی تا کناره گیرند از درجات (و ریاست های) این دنیای پست و از زیب و زیورش و آنها نیز این شرط تو را پذیرفتند و تو نیز وفای آنها به این شرط دانستی و پذیرفتیشان و مقرب درگاهشان کردی و از پیش برای ایشان نامی بلند و ثنایی آشکار مقرر کردی. و بر ایشان فرشتگانت را فرو فرستادی و آنها را به وحی خود گرامی داشتی و به علم خود یاریشان کردی و واسطه درگاهت و وسیله ای به سوی خشنودیت قرارشان دادی.
امام صادق (علیه السلام) در همین زمینه مى‏ فرمایند:
«به درستى که خداوند متعال، انسان‏ هایى را از فرزندان آدم انتخاب کرد و تولد آنها را پاک و بدن‏ هاى آنان را پاکیزه گردانید و آن‏ها را در پشت مردان و رحم زنان در حفظ خویش قرار داد، نه به جهت طلبى که از خداوند داشته باشند بلکه از آنجا که خداوند، در هنگام خلقت مى‏ دانست که از او فرمانبردارى مى ‏کنند و او را عبادت مى ‏نمایند و هیچ گونه شرکى نسبت به او روا نمى ‏دارند. پس اینان به واسطه فرمانبردارى از خداوند به این کرامت و منزلت والا در نزد خداوند، نایل شده ‏اند».(31)

*************************************
پی نوشت :
(1)بحارالانوار، ج 40، ص 43،نویسنده، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏،ناشر، دار إحیاء التراث العربی‏،سال چاپ، 1403 ق‏،نوبت چاپ، دوم.
(2)کشف الغمه فی معرفه الأئمه (ط – القدیمه)، ج‏1، ص، 457، نویسنده، اربلى، على بن عیسى‏،محقق ، مصحح، رسولى محلاتى، هاشم‏،ناشر، بنى هاشمى‏-مکان چاپ، تبریز-سال چاپ، 1381 ق‏-نوبت چاپ، اول.
(3)بحارالأنوار ج25 ص17 ح31.
(4)همان، ج25 ص23.
(5)همان، ج 54 ص 195.
(6) همان ج18 ص 345.
(7)همان ، ج‏15، ص: 23.
(8)فرائد السمطین، ج1، ص36، تألیف إبراهیم بن محمّد ابن المؤید بن عبد الله بن علی بن محمّد الجوینی الخراسانی ، مؤسّسه المحمودی للطباعه والنشر ،بیروت ـ لبنان،الطبعه الأولى،1398 هـ ـ 1978 م و همچنین ر.ک، بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏27، ص، 5.
(9)استفتائات عقایدی ، سایت آیه الله تبریزی (ره(.
(10)با پیشوایان هدایتگر (ج 3) تألیف،آیت الله سید علی حسینی میلانی ،طبق آدرس سایت :http://www.al-milani.com/farsi/libra…=207&pgid=2219 .
(11)ج1،ص604، نویسنده، راغب أصفهانى، حسین بن محمد ، ناشر، دار القلم- الدار الشامیه،مکان چاپ، بیروت- دمشق‏،سال چاپ، 1412 ق‏،نوبت چاپ، اول‏.
(12) ج5،ص12، نویسنده، ابن منظور، محمد بن مکرم‏،محقق ، مصحح، میر دامادى، جمال الدین‏ ، ناشر، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع- دار صادر،مکان چاپ، بیروت‏،سال چاپ، 1414 ق‏،نوبت چاپ، سوم‏.
(13)کاشانی،محسن؛ راه روشن، مترجم عبدالعلی صاحبی، مشهد، استان قدس رضوی،1379، چاپ دوم، ج 6، ص414.
(14)‏انعام/‏70.
(15)لقمان/‏33.
(16)اعراف/‏12.
(17)تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص، 266، نویسنده، تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد ، محقق ، مصحح، درایتى، مصطفى‏،ناشر، دفتر تبلیغات‏ ، مکان چاپ، ایران؛ قم‏،سال چاپ، 1366 ش‏،نوبت چاپ، اول.
(18)شیخ عباس قمى، مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.
(19)مناقب آل أبی طالب علیهم السلام(لابن شهرآشوب)، ج‏3، ص، 98 ، نویسنده، ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على‏ ، ناشر، علامه‏ ، مکان چاپ، قم‏ ، سال چاپ، 1379 ق‏ ، نوبت چاپ، اول‏ ، همچنین ر.ک، الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏1، ص: 207.
(20)ر.ک، زیارت جامعه کبیره و اصول کافى، باب الجنه.
(21)مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‏1، ص، 405، نویسنده، طوسى، محمد بن الحسن‏،ناشر، مؤسسه فقه الشیعه،مکان چاپ، بیروت‏، سال چاپ، 1411 ق‏ ، نوبت چاپ، اول‏ و همچنین ر.ک، مفاتیح الجنان، صلوات بر حجج طاهره‏ علیهم السلام.
(22)برخی از مطالب بر گرفته از سایت پرسمان است.
(23)ضحی/11.
(24)مجمع البیان” جلد 10، صفحه 507،بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏68، ص، 29 .
(25)إسراء/55.
(26)بقره/253.
(27)انعام/124.
(28)بقره/286.
(29)سجده/24.
(30)این زیارت را محمد بن عیسی از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده است. ر.ک، بحارالانوار، ج 97، ص 194، نویسنده، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏،ناشر، دار إحیاء التراث العربی‏،مکان چاپ، بیروت‏،سال چاپ، 1403 ق‏،نوبت چاپ، دوم‏.
(31)بحارالانوار، ج 10، ص 170.

Print Friendly, PDF & Email

تاریخ انتشار : 23 مرداد 1396

اخبار مرتبط

برچسب ها

نظرات کاربران

لطفا دیدگاه خود را در مورد این مطلب بیان کنید.
جدیدترین خبرها
پیام تسلیت إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَیهِ رَاجِعونَ آموزش تولید آثار هنری، آینده اشتغال زندانیان را تضمین می‌کند دیدار مدیران بنیاد تعاون زندان‌های استان اصفهان -96/6/22 نیروی انتظامی، جلوی مفاسد واضح و علنی را بگیرد دیدار فرماندهان نیروی انتظامی استان اصفهان – 96/6/21 رسالت مضاعف طلاب بعد از معمم شدن مراسم عمامه گذاری 300 نفر از طلاب حوزه علمیه اصفهان -96/6/17 جمهوری اسلامی ایران کوچک‌ترین تفاوتی برای ایرانی و افغانستانی قائل نیست حضور در جشن عید سعید غدیر خم مهاجرین افغانی مقیم اصفهان – 96/6/17 حوزه علمیه مهد پژوهش و تحقیق است اختتامیه هفتمین جشنواره علامه حلی (ره) استان اصفهان – 96/6/16 موضوع ولایت باید با برگزاری کلاس‌های تخصصی آموزش داده شود دیدار رئیس مؤسسه غدیرپژوهی -96/6/15 زیارت جامعه کبیره منشور امام شناسی است مراسم جشن میلاد امام هادی (ع)در جمع طلاب و اساتید دانشکده علوم و حدیث اصفهان-96/6/15 زیارت جامعه کبیره و زیارت غدیریه، دو یادگار ارزشمند امام هادی(علیه السلام) مراسم آغاز سال تحصیلی جدید طلاب خارجی جامعه المصطفی العالمیه اصفهان -96/6/15 آموزش پژوهش محور ضرورت امروز حوزه است نظر آیت الله طباطبایی نژاد در مورد جشنواره علامه حلی-96/6/15
اخبار بیشتر...